تبليغاتX
یادگاری مدرسه ی راهنمایی شاهد جهرم
حتما حتما بخون پشیمون نمیشی
سلام

 من الان ۱۷ سالمه و دیگه رفتم هنرستان و امسال هم کنکور دارم خیلی حال داد دوره

 ی راهنماییم

ولی کاش تو همون دوره یکی بود به من میگفت آًقا امام زمان کی هست که راهمو

امام  زمانی میکردم

این وب جدیدمه حتما تشریف بیارین یا علی

www.jahrom73.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 14:9  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

salam khobid. 
inbar majborom engelisi benevisam choon gooshi man farsi nadare va sharmande hamegi shodam khob man ra bebakhshid dige .
allan fekr yek harfe kheli ziba az aghay khoshdel oftadam ke migoofz:az khoda bekhayb ke ma ra ba havas va shahvat emte
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 21:57  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

salam khobid. 
inbar majborom engelisi benevisam choon gooshi man farsi nadare va sharmande hamegi shodam khob man ra bebakhshid dige .
allan fekr yek harfe kheli ziba az aghay khoshdel oftadam ke migoofz:az khoda bekhayb ke ma ra ba havas va shahvat emte
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 21:57  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

                                       ^^ بسم الله الرحمن الرحیم^^

خدایا!یک هفته از دوستس ما می گذرد در این یک هفته همش به این فکر بودم مگر می شود آدم با خدا دوست شود ؟آخه تو خیلی بزرگی من خیلی کوچکم،اما من به یاد حضرت ابراهیم افتادم که تو بهش گفته بودی خلیل.خلیل یعنی دوست خلیل الله یعنی دوست خدا پس حضرت ابراهیم(ع)دوستت بوده.اما او پیامبر بود،منکه پیامبر نیستم.شاید فقط تو با پیامبرا دوست می شوی.

اما در این یک هفته گشتم در قرآن یک آیه پیدا کردم که نشون می ده تو همگی دوست می شی می دانی کدام آییه را میگم؟؟

سوره ی یونس آیه62 اونجا که مگویی:((آگاه باشید که دوستان خدا ترسی ندارند و غمی هم ندارن.))

یعنی میتوانی یک عالمه دوست داشته باشی .پس من هم میتوانم دوستت باشم. این طوری خیلی خوبه اصلا جیکرمیشه وای چی میشه>>>>

خدایا ممنونم که اجازه داد ی من با تو دوست شوم.

 

بنظر شما چه چوری می شه با خدا بهتر دوست باشیم؟

دوستی با خدا دو طرفه و هر شخص وظیفه ای دارد،بنظر خودت وظیفه ات چیست؟؟؟

                  ((خدا نگه دار،یاعلی به قول s))

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 13:54  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

^^بسم الله الرحمن الرحيم^^
خدايا من هماني هستم که وقت بي وقت مزاحمت مي شوم،هماني که وقتي دلش ميگيرد بغضش مي ترک، مي آيد سراغت من هماني هستم که هميشه دعاهاي عجيب غريب ميکند و چشم هايش را مي بندد ميگويد:((من اين حرف ها سرم نميشه. بايد دعايم را مستجاب کني.))
هماني که گاهي لج مي کند و گاهي هم خودش را برايت لوس مي کند،همان که يک در ميان نمازايش قضا ميشود کلي هم روزه نگرفته دارد،هماني که پشت سر مردم حرف مي زند و گاهي هم بد جنس مي شود . البته گاهي هم خودخواه و گاهي هم دروغ گو .حالا يادت آمد من کي هستم؟؟؟
اميدوارم بين اين همه آدمي که داري من را بشناسي  البته مي دانم تو مرا خيلي خوب ميشناسي و اسم مرا هم ميداني.حتي ميداني من چند تا کتاب  يا لباس يا... دارم.تو در مورد من همه چي ميداني .
اما من در مورد توخدا هيچي نميدانم .هيچي که دروغ است چرا يکمي ميدانم اما يکمي خيلي کم است. اين نوشته ها را برايت مينوسم چون مدت ها ميخواستم برايت نامه بنويسم . من دوست دارم عوض بشم،دوست دارم بهتر باشم.من يک عالمه سوال دارم،سوال هايي که هيچ کس جوابايش را بلد نيست.دوست دارم تو جوابم را بدهي .
..
...
....
خدا همه شه در توبه را براي بنده هاي مومنش باز کرده پس چه بهتر است از همين الان توبه کنيم  (((العفو،العفو،العفو...))) و دوباره خودمان را بسازيم .                       تو هم مثل من شروع کن نامه نوشتن به خدا           (يا علي به قول x)
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:20  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم .
سلام من عبدالله هستم دانش آموز اول دبيرستان خواجه نصير جهرم ديگه راهنمايي تموم شد آمدم دبيرستان ياد و روح راهنمايي شاد عجب دوراني بود مخصوصا راهنمايي شاهد...
اين جا (دبيراستان)اصلا مثل راهنمايي نيست و رابطه اي بين دانش آموز کادر مدرسه وجود ندارد .، دانش آموز هر چيشه خوبه با معلم چه؟
روز اول وقتي معلم وارد کلاس شد اصلا اسم فاميل نپرسيد!!!فقط درس داد رفت!!
بقول خودشان ديگه تنبيه وجود نداره وسيله دارن به نام نمره که يک سال از عمرت رو ميتونه خراب کنند ...ولي اگر زدن  بدون که، مردي...  .خب دارم از اول مينويسم چون که چند شب پيش يکي،دوتا از دوره راهنماييم ديدم ((سعيد عبداللهي) اون يکي هم نميشناسم)) و دوستان هم ميگن چرا ديگه نمينويسي.ولي ديگه مصخره نميکنم حرف هاي بدرد نخور نميزنم .باشه.
                              يا علي (اين هم سروش رزمجو ميگفت قشنگه ياعلي)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:4  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

سلام وای وای  خدا منو ببخش که این همه مسخره ادم هایی کردم که حق کردن من دارن کردم تصمیم دارم این وبلاگو پاک کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 17:29  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان به شما دوست عزیز  ازجمله (یک دوست)مبارک باد

امسال تصمیم دارم همشو روزه بگیرم تو هم میتونی البته من تا سلعت ۱۵ خوابم

اگه دوست داری نظر هم بده  خدا نگه دار

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:47  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
اين بار درباره ي بعد از امتحانات نوبت دوم کلا س دوم راهنمايي چه کار ها ميکرديم؟؟؟؟؟
1_همگي هماهنگ با هم بلند مي شدم يعني (من مصطفي موحدي،مهدي اشرفيان،محمد کامران،محمد صادق قرباني،بابک رجبي، حسين رحمانيان،رخبين)
2_با راه يک 1 يا 2 کيلو متر ميرفتيم اکثرش هم با دو  چون همش در خونه ها رو ميزديم ال فرار
3_روي ماشين هايي که توي کوچه بودن با دو مي رفتيم رو سرش هم ميپريديم(يک بار مصطفي رو 1 رنو پريد رنو قلپيد
4_آهنگ مي گذاشتيم با گوشي
5_اگه بچه اي با دوچرخه يا موتور رد ميشد جلوش ميگرفتيم ازش ور مي داشتيم
6_خدا نکنه سر راه ما يک دختر 7 خط رد ميشد ....
7_تا ميرسيديم گيم نت اونجا بازي کانتر ميکرديم بعد چند تايوم ميرفتم خونه ديگه من مصطفي،اشرفي،قرباني ،بابک با راه ميرفتيم خونه سر راهئ هم تا ميشد اذيت ميکرديم..
                         
يادش بخير راهنمايي شاهد پسرانه ي جهرم 
يادت نره نظر باشه<<<<

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:12  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام امروز با بر بچ مدرسه ي راهنمايي شاهد جمع شديم رفتيم به استخر شنا اميدفردا عالي بود ولي حيف که در آخراي کار انداختنم بيرون مي دونين براي چي ؟؟ هاهاهاها
خوب 10 دقيقه مونده به آخر انداختنم بيرون راستي
داخل استخر من بودم و حسين رحمانيان ،حسين مصلي نژاد، محسن صبري ،سجاد حيدري ، پويا مصلي نژاد ،محمد خسروي ،محمد سپيد دست،رضا اميري، هادي معتمد،بابک رجبي ، //..//
خب از اين 10 تا 8 تاشون آب دادم آمد آخري هم آب بدم که اين مربي که بالا  بود به حسين گفت: نکن به بچه ي ادم يک بار ميگن من پويا هم گفتيم اين بچه ي فيل هاهااا بعد من رفتم جلو گفتم به من هم بودي ،گفت: تو بييا در کارت دارم گفتم: نميآم هر چي گفت بيا گفتم نميآم بعد کم کم خودش ميخواست بيا داخل آب که گفتم خودم ميآيم بعد خودم رفتم گفت : برو بيرون من هم رفتم سر راه ميگفتم فاميليت چيه ميگفت برو بيرون گفتم برات دارم ..
بعد دوش گرفتم آمدم بيرون از پسري که داشت کفش ها تحويل مي داد گفتم فاميلي اين يارم چيه گفت :صادقي من پرسيدم اسمش :گفت مجتبي   ^^مجتبي صادقي ^^
خب دوستان آمد بيرون ما هم رفتيم براي تمام برو بچ آزادگان زنگ زدم کسي اون رو نمي شناسه منتظرم برادرم 4 شنبه بياد سرويسش کنم شانس بياره سالم در ره کثافت .

                                         مجتبی صادقی گیرت میارم

راستی نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:10  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
اين خاطره درباره ي دبستانم است دبستان علامه ي حلي اين دبستان هم مثل راهنمايم عالي عالي بود يادش بخير
 از اين جا شروع شد که روز هاي اول من با بهترين دوستم مصطفي  با غلدري شروع کرديم
بعد يکي داخل کلاسمون بود که هفته هاي 2 شناختمش تو مدرسه با هم دوست شديم خلاصه تا اين که يکي ديگه از دوستانم محمد سپيدست اومد وسط دوستي من و هادي گفت: کدومتون زورتون بيشتره،، معلوم بود هادي 2 برابر من هيکل داشت درشت هم بود باشگاه بدن سازي هم ميرفت بعد گفت حالا دعوا کنيد چي ميشه؟
من گفتم نيستم !!!!!بعد شروع کردن تو مدرسه پر کردن که عبدالله از هادي ميترسه اين حرفها خلاصه گفتم باشه بعد مدرسه تو کوچه ي پشت مدرسه اون هم قبول کرد تو مدرسه هم پر شد که بعد مدرسه تو کوچه هادي با عبدالله دعوا ميخواد بکنه ؟؟؟؟
هر زنگه مدرسه که ميخوردجهنم ميومد جلو چشم اون هم بيشتر خوشحال ميشد واي زنگ آخر خورد همگي هم داخل کوجه جمع شدن منتظر من بودن سر راه از مصطفي گفتم اگه داشتم کدک ميخوردم هوام داشته باش اون موقع زور من و مصطفي يکي بود ولي حالا بيشتر از من است...
پام گذاشتم تو کوچه ديدم هادي داره ميگه بيا ديگه چي شد !!@!!
هادي داشت با سرعت ميآمد طرفم من هم پا به ديوار زدم پريدم هوا با مش محکم آوردم تو صورتش اين قدر محکم زدم که افتاد رو زمين بعد پريدم رو کمرش با آرنج يه 20 تايي آوردم تو کرمش بعد کوچه خيس بود از جاش بلند شود و من از پشت آن به زمين خوردم سريع بلند شدم با لکت محکم آوردم تو رونش ديگه اصلا از جاش بلند نشد که نشد  بعد از نيم ساعت آقاي امير عضدي ناظمان آمد گفت بيان پاي دفتر از من پرسيد چي شد ؟
گفتم:آقا هيچي هادي خودش به زمين خورده من هم رفته بودم کمکش از هادي پرسيد هادي هم همين را گفت. گفت: برين خونه فردا معلوم ميشه !!!!!!^^^^!!!!!!^^^^!!!!!
 در ضمن حالا من هادي با هم دوست هستيم....

                                                            نظر يادت نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 13:20  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اين دفعه يک مدير عالي 5 يا 6 تايي فوق ليسانس داره در همه زمينه اي فعال با بچه ها روابط عالي داره همين طور با خانواده هاراحت ميتونه معلم ورزش شود ولي وفت نداره عصر ها با آقاي پورحقيقي ميومد مدرسه دور کار هاي بچه ها در مسابقه هاي ورزشي بين مدارس ميومد بچه ها رو تشويق ميکرد وقتي معلم علود مريض ميشد مرخصي ميگرفت يا هر چي مياومد خيلي عالي درس ميداد دنبال بهترين آزمون ها ميگشت که بچه ها از آن استفاده کنند
خوب اول سال تحصيلي 87 که مدرسه ي ما تازه تاسيس شده بود در ماه مبارک رمضان هم بود به بچه ها خبر ميداد که براي تميز کردن ميز صندلي گذاشتن بيان کمک ...
خيلي نکران افت تحصيلي دانش آموزان بود براي مدرسه زحمت زياد کشيده.
يک خاطره از آقاي ...
در مسابقات بين مدارس فوتسال ما کمتر سالي مقام مي آورديم ولي امسال 3 شديم
در يکي از مسابقا معلم ورزش جليلي  هي شولوغ ميکرد جي ميگفت به بچه ها که چرا باختين آدم بيخوديه طوري شد که گفت خودتون برين بقيه مسابقات رو انجام بدين و من ديگه هم راهي شماها نميکنم...
خلاصه مدير ما اين حرف شدين و گفت : مشکلي نيست من خودم با شما ميام بعد زنگ ميزد براي بچه ها بيان تشويق تيم فوتسال مدرسه دمش گرم اي ول اي ول ما هم ميرفتيم براي تشويق
خوب طوري شد که تمام بازي رو بردن بچه ها به جز بازي آخر و آقاي ... گفت اصلا خودتونو ناراحت نکنين عالي بود
حالا ببين چقدر فرق دارن آدم ها بضعي ها تنشون پست هيچ کاري هم نميتوان کرد؟؟!!!!
اين مدير مهربان و عالي آقاي علايي نام دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:39  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

  1. این معلمی که میخوام در بارش بگم خیخیلی حق کردن ما داره در ببرابر وظیفه اش به ما و مدرسه خدمت کرده همین تور به شهر و کشور ما حتما به این آدرس سر بزنید (WWW.OOLOM.IR)(WWW.JAHROMY.COM)
  2. در اصل مخ مخ مخ کامپیتر است هر سوالی داری میتونی ازش بپرسی در هر زمینه ای از کاپیوتر گرفته تا جانوران فیزیک و مذهبی و ... خیلی معلم عالی است امسال شده بود ناظممون خودش هم دلش نمی خواست بشه ناظم ولی ناظم تکی هم است .در زیازت عاشورا در محرم همیشه شرکت میکنه در جشن ها خیلی فعالیت میکنه دمش گرم با من که خیلی دوست بود به قول خودش
  3. (هر کی با من ضد کنه اذیتش میکنم هرکی هم حرف من گوش کنه با هاش خوبم و کمکش میکنم)
  • واقعا هم عمل میکرد ولی فکر نکنم کسی بلهاش ضد کرده باشه جون خیلی اشتباه است باهاش ضد کنی خیلی خیلی بدرد ما خورد در کارهای دینی هم خیلی مقیده از صمیم قلب میگم من که واقعا دوستش دارم./././.    اون کسی نیست به جز جناب آقای پورحقیقی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:54  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم××
دوشنبه ۱۲/۵/۱۳۸۸ با مدرسه ی البرز مسابقه کانتر ۱.۶ گذاشتم ۵ به ۵

من هستم <<رضا امیری<<محمد کامران<<کیوان الطافی<<همدی اشرفیان

البرز::محمد رستگار<<پوریا رحیمیان فرد(پسر خالم)<<رازقی<<...

یک هفته دارم اس ام اس زنگ میزنم تا این مسابقه جور شده

دو شنبه نتیجشو اعلام میکنم ولی پیش بینی میکنم دست سیتی ۲۰ به ۶ به نفع ما ترور هم ۲۰/۱۵ به نفع ما

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
دوست دارم در باره ي يکي از دبيران مدرسه ي شاهد بگم واقعا گل است شرت ميبندم تا حالا هيچ دانش آموزي در مدرسه ي شاهد راهنمايي جهرم حتي داخل دلش هم از آقاي خوشدل چي نگفته چون بهترين يکي از گل ترين معلم ها است از اون ها است که حقوقش حلال حلاله يکي از دو سه تا معلمي است که درباره ي هر چي دلت خواست مي توني اش بپرسي ،،،،عشق تاريخ قديم مخصوصا حسن صبا تار هم ميزنه راستي آقا ي خوشدل به من اميد داد که برم سنتور را ادامه بدهم بعد اطلاعات عمومي عالي هم داره به جز در رايانه ،،،
 حرکاتاش خيلي مردونه است معلم عربي ،ديني است به راحتي مي تواند معلم قرآن هم شود راستي عجب فوتبالي داره از اون هاست که در دوران تحصيلي همگي دوست داشتن با آقاي خوشدل((اسماعيل خوشدل))) دوست شوند،،،، م که از صميم قلب دوستش دارم هر چي خاطره از آقاي خوشدل دارم نوشتم يادگاري .......به نظر من 20000 برابر مشاوره ميتوان با آقاي خوشدل صحبت کرد ولي آقا ي پورحقيقي20001 ديگه بهتر است در مورد آخري..//..//..//..//.//../././//.//..//..//..//
..//
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 14:15  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

HESOYAM                         250000 پول و کامل شدن خون و ضد زربه و درست شدن وسيله شما


LXGIWYL                              مجموعه تفنگ 1        



KJKSZPJ                               مجموعه تفنگ 2                                      


UZUMYMW                          مجموعه تفنگ 3                      


JYSDSOD                              بدنساز                                   


BTCDBCB                            چاق شدن                               


KVGYZQK                            لاغر شدن                                


CVWKXAM                           اکسيژن نامحدود                     


SZCMAWO                            خود کشي                               


ASNAEB                                کم شدن ستاره                              


OSRBLHH                             دو ستاره شدن                          


LJSPQK                                 شش ستاره شدن                        


BEKKNQV                             تبديل شدن به بتمن                    


AUIFRVQS                             هواي باراني



ICIKPYH                                شب ابري



ALNSFMZO                           هواي صاف                             


CFVFGMJ                               هواي طوفاني



CWJXUOC                              هواي مه آلود 



OFVIAC                                   عصر      



XJVSNAJ                                  نيمه شب



PRIEBJ                                    هواي گرم



HELLOLADIES                       حداکثر جاذبه دختر ها   



EHIBXQS                                 جذب دختر                                                 



OGXSDAG                                حداکثر احترام    



SPEEDITUP                              زياد شدن سرعت بازي



BUFFMEUP                              حداکثر نيروي عضله  



FLYINGFISH                             پرواز قايق ها        



NATURALTALENT                             حداکثر مهارت ماشين



GHOSTTOWN                          ترافيک کمتر     


OHDUDE                                  هلي کوپتر جنگي                       


AMOMHRER                           18 چرخ                                 


EEGCYXT                                   لودر                                              


KGGGDKP                                  قايق                  


KRIJEBR                                    ماشين ويژه 1              


CQZIJMB                                   ماشين ويژه 2         



PDNEJOH                                   ماشين مسابقه 1



VPJTQWV                                   ماشين مسابقه 2 



UBHYZHQ                                  ماشين حمل زباله



AIWPRTON                                تانک           



AQTBCODX                               ماشين نعش کش



RZHSUEW                                   ماشين گلف



JQNTDMH                                  پاترل معمولي 



AGBDLCID                                  پاترل لاستيک پهن  


AKJJYGLC                                  موتور چهار چرخ



JUMPJET                                    جت جنگي   



URKQSRK                                   جت   



FULLCLIP                                    اسلحه نا محدود                                                  



BAGUVIX                                     سلامتي نا محدود                                                  



 AIYPWZQP                                 چتر نجات


YECGAA                                      کپسول پرواز                               


CPKTNWT                                   منفجر شدن ماشين ها                                            



 IOWDLAC                                  تمام ماشين ها سياه شوند                                        



LLQPFBN                                    تمام ماشين ها صورتي شوند


SPEEDFREAK                             تمام ماشين ها نيتروژن دار شوند        



NINJATOWN                              به جاي مردم نينجا باشد                                    



BIFBUZZ                                     کانگستر ها خيابان ها را کنترل کنند        



PROFESSIONALKILLER                  حداکثر توانايي در اسلحه ها



XICWMD                                     فقط چرخ ماشين ها پيدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 14:15  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
اين ليست فيلم براي فروش البته فقط براي زير 18 ساله ها چون همش دوبله است و سامسور شده است هر فيلمي 1000 تومان با هزينه ي پست اگر خواستين پول را به اين شماره ي کارت بفرستيد ((6037991080276920))و روي ايميلم پيام بگذاريد و اسم فيلم را بنويسيد ((
abdollah_koochooloo@yahoo.com))و تا 48ساعت ديگر ياکمتر تحويل بگيريد...
>>>>**براي جهرمي ها فقط400 تومان به اين شماره تماس بگيريد 09365349137***<<<<

اين به ترتيب درجه فيلم است بد_متوسط_خوب_خيلي خوب_عالي

1_مرز 13>>عالي>>حادثه ي>> فرانسوي>>2004

2_زن ها فرشته اند>>خوب>>اجتماعي>>امين حيايي>>ايراني>1383

3_دست هاي خالي>>عالي>>اجتماعي>>خسرو شکيبايي>>ايراني>1386

4_جنگ(war)>>عالي>>حادثه اي>>جتلي>>آمريکايي>2007

5_هيتمن>>خيلي خوب>>حادثه اي>>آمريکايي>2007

6_قلمرو ممنوعه>>خيلي خوب>>جتلي و جکي چان>>آمريکايي>2007

7_25سنتي>>متوسط>>اجتماعي>>آمريکايي>2007

8_اسلحه ي مرگ بار >>خيلي خوب >>ميل گيپسون>>آمريکايي>1989

9_ياغيان آمريکايي>>خيلي خوب>>وسترني>>آمريکايي>2001

10_ کوچه محل ها>>خوب>>اجتماعي>>فردين>>ايراني قديمي>1350

11_ ما همه خوبيم>>بد>>اجتماعي>>ليلا زارع>>ايراني

12_شنل قرمزي>>عالي>>کارتون انميشني>>خنددار

13_بده در راه خدا>>خوب>>اجتماعي>>ايراني قديمي

14_زير درخت زيتون>>خوب>>اجتماعي>>ايراني قديمي

15_کليک>>عالي>>اجتماعي>>آمريکايي>>2006

16_مرد کوچولو>>عالي>>کمدي>>آمريکايي>>2006

17_وثيقه>>خيلي خوب>>حادثه ي تام کروز>>آمريکايي>>2004

18_نينجاهاي موج سوار>>بد>>حادثه اي>>آمريکايي>>1993

19_انعکاس>>متوسط>>اجتماعي>>ايراني

20_ديدگاه برتر>>عالي >>حادثه اي>>آمريکايي>>2007

21_عدالت شهري>>خوب حادثه اي>>استيون سيگا>>آمريکايي>2008

22-12:1 دقيقه>>عالي>>اجتماعي>>آمريکايي>>1993

23_پليس هاي ژان x>>خوب>>حادثه اي کمدي>>هنگ کنگ>>2001

24_پروژه خيلي خوب>>رزمي کمدي>>جکي چان

25_شير ها براي بره ها>>خوب>>سياسي>>تام کروز>>آمريکايي

26_8 ثانيه>>خيلي خوب>>اجتماعي>>آمريکايي

27_بهترين دوست براي انسان>>خوب>>حادثه ي تخيلي>>آمريکايي

28_گار فيلد3>>خوب >>کارتون

29_هنکاک>>خوب>>حادثه اي تخيلي>>آمريکايي

30_مردان سر سخت>>متوسط>>حادثه اي>>آمريکايي>

31_تحت تقيب>>عالي>>حادثه اي،تخيلي>>آنجيناجولينا>>

32_اولتيناتيوم برن>>عالي>>حادثه اي>>مدديمون

33_ماداگاسکا>>خوب>>کارتون

34_جيمي نوترون3>>خوب>>کارتون

35_داستان اسبازي 3>>خوب>>کاتون

36_سايمون سز>>خوب>>حادثه اي،تخيلي

37_قاب زني>>عالي>>حادثه اي>>برات بيت

38_شواليه ي سياه(بتمن)>>خيلي خوب>>حادثه اي>>جوکر

39_پيمانکار>>خيلي خوب>>حادثه اي>>2008

40_خسته از کشتار>>خيلي خوب>>حادثه اي>>استيون سيگا

41_12ياراوشن_خيلي خوب>>حادثه اي>>برات بيت،مدديون

42_مکزيکي>خيلي خوب>حادثه اي>>برات بيت،جولين رابرتس>2001

43_جشنواره ي فيلم هاليود هند>>خوب

44_شهر بي قانون>خيلي خوب>>حادثه>استيوان سيگا>آمريکايي

45_دل شکسته>>خوب>>اجتماعي>>شهاب حسيني>>ايراني

46_کازينو رويال>>عالي>>حادثه اي>>007

47_تعزيه در جهرم گود کوشکک(امام حسين (ع) )>>عالي،عالي

48-اخراجي ها2>خيلي خوب>>اجتماعي>اکثربازيگران طنز>>ايراني

49_بازي بقاء>>خوب>>حادثه اي>>آمريکايي>>1994

50_سپيدم سياه>>خيلي خوب>>حادثه اي>>استين سيگا>>آمريکا>>2006

51_نگهبان>>عالي>>رزمي>>آمرکايي>>2006

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:55  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
اين تابستان يعني 88 دوستم کار هايي که دوستانم در اين تابستان انجام ميدن رو بدونين؟؟؟
دوستان عزيزم اگر اشتباه شده سريع خبرم کنيد>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<
مصطفي موحدي::با پدرش داربست فلزي
مهدي اشرفيان::تا آنجا که خبر دارم دور درس خوندن وجلو بنياد رياضي دختران ايستادن
محسن صبري:: يا مسجد يا تا قبل امتحانات که خبر داشتم داشته مي خونده..
مهرداد مرداني جوووووووون::دلم براش تنگ شده و خبري هم ازش ندارم شايد هم دور درس باشه
حسين رحمانيان::در مغازه ي قومشان پهلوي سينما
حسين مصلي نژاد::طبق معمول بيکار داخل گيم نت يا دور .... بازي
امير حسين جان ملکوتي::نميدونم و واقع هم دلم برايش تنگ شده
سجاد مصلي نژاد::قرار بود بره خانه ي خدا ولي باز هم خبر ندارم
بابک رجبي گل::دور درس خوندن بود و روزي 2 بار زنگ ميزد برام بازي کامبت3 سگا بيار
سجاد حيدري::اصلا خبر ندارم ولي دلم براش تنگ شده ((يزوگ)) خودش ميدونه
مجيد وثوقي::خبري ندارم ولي اميدوارم جلو پنکه نشينه وگرنه سينوزيت
فرهاد وکيلي::خبر ندارم ولي اميدوارم ساسي اين قدر براش کتاب تست بياره تا قبول شه
آقا مهدي گچ کاران::هر چي ازش گفتم سيبيل حالا جبران کردم.. خبري هم ندارم
صادق گچ کاران::دور درس بحث و گيم نته zabi
حسين شهسوار::از اس ام اساي خنددارش مجکريم دستش درد نکنه
محمد خسروي::رفيق گلم خبره درست ندارم ولي حتما داره دنبال کار ميگرده (((دوغ))m.a.s
محمد امين قائدنيا::دمش گرم خيلي ماهه خبري ندارم ولي بسيار دلم برايش تنگ شده
آرمان وزيرزاده::نه دلم براش تنگ شده نه هيچي
سينا اسفنديار::بچه ي خوبيه ولي انشاالله يکمي از نظر عقلي بزرگ شده باشه
کيوان الطافي::حتما دور بازي کامپيوتري است و داره بازي ها را دوره ميکنه((((scarفيس)))
احمد دهقانيان::احمد آقا کي تولد ميگيري بازم بيايم::دلم برات تنگ شده
مرتضي راستايي:انشالله دستش درست شده باشه بچه ي ساکت خوبيه
مجتبي رحيم خانلي::ارزشي نداره دربارش بگم ازوقتي موبايل6600خريد ازم دوست ندارم ببينمش
پويا مصلي نژاد::داره کلاس اتوکد و کامپيوتر و حتما دور درس يا يکي رو از درس بندازه نامرد
جواد محمديان صلوات::آقاجوادگل بهترين رفيق ميتونه براي هرکس باشه خيلي  دلم تنگ شده
علي راسخ:: براش دعا ميکنم مژيک دزد بزرگي شود
محمد رحمانيان(محمود)::خيلي وقت نديدمش ولي حتما قبول ميشه دلم براش تنگ شده
محمد رحمانيان(عبدالرحمن)::خدا کنه شمارش عوض نشده باشه دلم براش تنگ شده
پيمان کشتکار:: ديگه زمين نخورده باشه که تمام بدنش چيني ميشکنه دلم براش تنگ شده
محسن نظري::انشالله که تا حالا شده باشه پيکاسو واقعا قشنگ نقاشي ميکه

حالا خودم(عبدالله ابراهيمي)::تا چند وقت ديگه ميرم با دايي جان بنايي،چند روزي هم داخل مغازه ي پسر عمه ام بودم سي دي فروشي داشت خودش هم نيست رفته شيراز من فقط ميرم بازي ميکنم بدون حقوق آدرس(((پاساژ جمهوري طبقه بالا فروشگاه پاييزان))) بعد هم دور وبلاگ بودم دمتون گرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:53  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم ^^
خواب آقاي نيک اقبال ديدم::""
چند وقت پيش ديدم ظهر از خستگي فراوان خوابم برد بد بختي اينه که داخل خواب خواب بهترين رفيقمو ديدم ،(سر (ع__ر) از اين چا شروع شد .
که من براي مهر کردن ريز نمره رفته بودم از مديرمان (آقاي علائي گل) و آقاي پورحقيقي عزيز گرفتم و خدا حافظي کردم.
 آمدم بيرون ،دم در ديدم آقاي نيک آقبال داره با يک دانش آموز که علومش را زير 14 گرفته بود بود سر کله ميزد من هم رد شدم تو دلم گفتم خدا لعنتش کنه کارش فقط همين است بعد صدام زد گفت آدم بيشعورهستي من هم محل ندادم و رفتم .
باز هم تو دلم گفتم (اح_ق )باز هم صدام زد من هم نگاه نکردم،،!! با سرعت  کرد دنبالم دندان هايش شده بود مثل خون آشام،،،، چنگال داشت.
 رو کرد به من از پدرم چي گفت: رو اعصابم راه رفت کرد من هم گفتم  _ _ _ ش بعد هر دو مون باهم گفتيم بلند بلند ميگشمت اون هولم داد منم سرم به آب خوري خورد و از خواب بيدار شدم نه اين که خستگيم بر طرف شد بلکه 365349137 برابر هم شد........ .&^&^&^&
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:50  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

سلام مدرسه تمام شد جشن آخر سال هم گرفتن فقط مانده امتحان ها را بديم بريم به سلامت اين يه هفته مانده به آخراي سالي خيلي سر کار من با آقاي نيک اقبال زياد شده بود بار اول که دبير علومان آقاي زارع (زززووورررروووو) براي اين که سر کلاسش داشتم رياضي مي خوندم با هم دهن تو دهن شديم و اشتباه من اين بود که در هين جواب دادن يک چيز هم بهش گفتم و شنيد(...)بهم گفت برو بيرون فهميدم بد بخت شدم من هم بدون اصرار رفتم دم دفتر سر راهم گفتم اي ول بلندا ... خوب رسيدم داخل دفتر با اعصبانيت به آقاي نيک اقبال گفتم آقا اي چه وعضشه آقاي زارع براي اين که جلوي من کتاب رياضي بوده انداختم بيرون گفت :يعني فقط همين گفتم بله در همين حين آقاي زارع نامرد آمد اين جريان رو براي آقاي نيک اقبال آتشي کرد ...آقاي نيک اقبال برگشتو گفت بيا داخل دفتر از کارکنان مدرسه هم گفت برين بيرون داخل اتاق دبيران من ماندم خوده نامردش بلند داد زد به دفتر دارمان آقاي سهرابي گفت حسين لوله رو بيار سريع باش من هم همش ميگفتم آقا نيازي به لوله نيست با هم کنار ميآييم خلاصه لوله رو آورد گفت تو با کتک آدم ميشي يا با حرف . بنظرتو با کدام آدم ميشي ؟؟؟ من هم گفتم آقا گزينه ي بعدي بگو نامرد ازم گفت خيلي بي شعوري گفتم نظر لطف شماست ممنون.؟؟>>>
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:48  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

سلام به تمامي خوانندگان:
آقا بين اين همه معلم هاي خوب، يکي دو تا ..... نعوذ بالله، پيدا مي شود.
امروز ساعت 14 مسابقه داشتيم (بسکتبال با آينده سازان)
از اين جا شروع شد >آقا داشتيم مي دويديم که موسوي (يک دانش آموز دوم راهنمايي)
من را هول داد خوردم به معلم.... بعد معلمون خنديد و چيزي به دانش آموز کلاس دومي نگفت من کردم دنبال موسوي که معلمون نعره زد گفت:ابراهيمي براي همين کارات ميکم با تيم جايي نمي فرستمتا.
بعد داشتيم خودمان را گرم ميکرديم و در آن موقع کنار دوستم مصطفي بودم.مصطفي داشت تشويق يکي از تيم هاي داخل بازي مي کرد، و معلم ..... هم داست سخنراني قبل بازي ميکرد، بعد روش کرد به طرف من و گفت:(آشغال برو بيرون لباست بپوش برو خونه بعد من ميگفتم صبر کن تا بگم چه شده بعد صداشو بلند تر کرد  و گفت گمشو آشغال بيرون)((راستي يک مشتي هم زدم)).
بعد من رفتم رو سکو و زنگ زدم به آقاي علايي مديرمون که اين طور شده نميزاره بازي کنم .
جناب آقاي علايي هم زنگ زد به معلم..... و گفت چه شده گفته قبلشم اذيت کرده منظورش(همان کردن دنبال موسوي بوده)..
بعد يکي از دوستان دبستانيموم ديديم ازش گفتم برو از مصطفي بگو راستش از معلمون بگه رفت ازش گفت مصطفي هم گفت باشه >>
بعد مثل اين که وسطاي بازي از معلم..... گفته: بعد معلمون گفته از مصطفي تو هم شريک جرمي نبايد بازي کني اينو که شنيدم گفتم باشه خودش خواست بازي که تمام شد. با مصطفي رفتيم بيرون  که بيريم خونه بعد ماشين معلم ...... نعوذبالله هي نميخوام بگم معلم چه؟ خودش مي خواد از موتور مصطفي پياده شدم زدم آينشو آوردم پايين.                   هر که اين مطلبو خونده خواهش ميکنم راز نگه دار باشه...    راستي تازه اولش براش دارم        (((معلم اشغال)))
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:43  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
آقااين معلم که ميخوام دربارش توضيع دهم آخر اذيت وا قعا عجب معلمي
دبير حرفه فن ماههههههههههه خيلي سفت بروسلي:
چند از کاراش براتون توضيع ميدهم:
سرکلاس اونم فقط سوم مخصوصا ب اين حرفا زده
1_ريدي
2_ريده
3_پدر سگ
4_نامرد
5_آشغال
6_و....
آخر ادب
بعد خيلي بد ميزنه اون شوخش نه سرکلاس داخل اردو اين کار ها رو ميکنه
تا حالا اين کار ها رو کرده:
1_يک پين جيلکي ميکره که حتما خون ميآد
2_يک مشتي ميزنه داخب کمرت دو روز صاف را ميري
3_يک مشت ميزنه داخل رونت که تا سه روز لنکي
4_دست فشار ميدهد که حتما بايد داد قيه بزني تا ول کنه
5_دست فشار ميدهد که بعضي موقعا گريت ميگيره
6_دمش گرم خيلي با حالت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:41  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

                          چه قدر بعضيعا خاله هستند (سوسول،ماماني)
چند روز پيش من واشرفيان از آقاي زارع دبير علوم دوتا ماژيک دزديديم.تقريبا هم نو بود از بچه ها هم گفتيم که مثل راديو fm سريع از خودشون درندن ولي......
امروز که علوم داشتيم،10 دقيقه ي آخر کلاس گفت کار کي بود ؟؟؟!!
اولش هيچي نگفتن دو بار ديگر گفت بازم هيچي نگفتن. گفت:مي دونستم چيزي نميگين براي همين جلو جلو از همه1 نمره کم کردم، هيکس هم ديگه اعتراض نکنه.تموم به جز اين که هان چند نفر بيان ozr خواهي کنند. بعد مامانياش شروع کردن که وا الله کار ما نبوده چرا به ما منفي داديد .کار اشرفي بوده(ولي کسي نميگفت کار من بوده)بايد اشرفي منفي بگيره ؟به نظر شما بايد بااين خاله ها چکار کرد به من بگيد تا من انجام دهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اسامي 1-کيوان الطافي2-مجتبي رحيم خانلي3-خسروي
4-حسين مصلي نژاد 5-مرتضي راستايي 6-ديگه يادم نمياد باز هم بودند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:40  توسط عبدالله ابراهیمی  | 

                                     ^^چند نتکه دربازي کانتر استيريکاز ^^SHo0oteR^^
کلي:
1_هميشه صداي پا را گوش بده
2_اگر مبازه تک به تک ميزني سعي کن يک جا قائم بشي و منتظر حريفباشي
3_اصلا با ترس بازي نکن
4_بي جا راش نکن
5_سعي کن هد کني حريف رو و تک تک تير بزن
6_هميشه با يک تفنک کار کن  تا در آن استاد بشي
7_اگر فلش انداختن زير پات روت کن طرف مخالف
جزئي در باره ي mp_dast2
__اگر ctباشي:
1_دست اول هيچي نخر
2_دست دوم اگر برده باشي دست اول برو تو کار اسلحه و(( جليقه ضد گولوله))
در aرا بگير
4_هيچ وقت راش نکن
اگر ترور(t) باشي:
1-هيچ وقت تکي راش نکن
2_تا بازي شروع شد برو در وسط بگير براي چند لحظه
3_دور برت رو خوب نگاه کن
4_داخل رام جاي عالي براي زدن دشمن
5_تير اعکي اصلا نزن
/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/-**/

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:38  توسط عبدالله ابراهیمی  |